کارگر جانم مرا ببخش!

مه 1, 2012

یادت مانده کارگر؟! جانم، عزیزم، خوشگل‌م!؟

با تو ام کارگر! آهای کارگران دانمارک! با شمایم! یادتان مانده؟
یادتان مانده آن روزی که من از کردستان ایران آمدم به دانمارک شما، برای درمان زخم‌هایم؟
شش ماه پس از اقامتم در دانمارک، شرکت کردم در جشن‌تان که اسم‌ش بود: اول ماه مه … روز جهانی کارگر.

هیچ خاطرتان مانده آن روز سردِ نیمه‌آفتابیِ… که منِ لنگان، با دستی در گچ از آرنج تا مچ، باندپیچی‌شده، آویزان به گردن، قلکی در دست، با چه انرژی، با چه شوقی به هر سو در تکاپو، کمک مالی برای تشکیلات کمونیستی‌م را از شما گدایی می‌کردم؟! یادتان مانده با دست راستم اعلامیه‌ای بود که می‌خواست شما را از وضع کارگران ایران آگاه کند؟!… چه سخت بود برایتان که اعلامیه ام را بگیرید؟ در حافظه‌ام حک شد نگاهِ چندش‌آورتان به آرم داس و چکش روی اعلامیه!
خاطرم هست ورقه‌ی تا شده را نمی‌خواستید بگیرید یا می‌گرفتید و راحت از دست مست‌تان می‌افتاد زیر پای دیگر کارگران!

هشدار دادم: مبادا رفیق کارگرت در ایران را فراموش کنی!
اشاره‌ات به من می‌گفت: ولم کن آبجویم را نوش جان کنم. راضی‌م از وضعم. کارگر ایرانی به تخمم!

گفتی: داس و چکش دروغ است! گفتم: نه تو ناآگاهی!
حق با تو بود یا با من؟ گاهی رویش فکر می‌کنم…

شرمنده‌تم کارگر که جشن امروز تو در من، حسی ایجاد نمی‌کند!
مبادا فکر کنی یک سرمایه‌دارم، یا فکر نکنی من کمتر از تو استثمار شده‌ام! فکر نکن بیشتر از تو پول دارم!

مسئله این‌جاست: حکایتِ من و تو دو چیز است. ریشه در دو «زمینه» دارد…
شاید تو کارگر به دنیا آمدی و کارگربودنت را هیچ گاه زیر سؤال نبردی!
من نمی‌دانم چه از مادر زاده شدم! کجا آمدم، چطور رفتم، چرا رفتم… می‌دانم تمام عالم را زیر سؤال بردم و هیچ جوابی نیافتم!
راست‌ش را بخواهی امروز دیگر طرح مسئله برایم جالب‌تر است تا حلِ آن!
پس بگذار کار را تقسیم کنیم: طرح مسئله با من و حلش با تو!

کارگر جانم مرا ببخش!

MASK: johan thunell
Photo: Ghader Shafei

Advertisements

3 Responses to “کارگر جانم مرا ببخش!”

  1. بهزاد Says:

    کاک قادر گیان،
    این فقط حکایت دانمارک نیست. سال ١٣٥٩ بود و بحبوحه فعالیت گروههای سیاسی. به کرات می‌دیدم دانشجویان و جوانان پر شوری که اعلامیه گروههای چپ (که عمدتا آن زمان چریکهای فدایی بودند) را به دیوار می‌چسباندند و پشت سر آنها، کارگران یا افرادی از طبقات محروم جامعه آنرا پاره می‌کردند.
    البته یک واقعیت را باید در نظر داشت. طبقات محروم و کارگر جامعه ایران آن روز، عمدتا سواد نداشتند، همان که بتوانند نوشته‌ای از گروهی ملحد را پاره کنند، خود را به بهشت نزدیکتر می‌دیدند.
    بهر حال، یک واکنش با دو دیدگاه متفاوت از کارگران، نسبت به حرکت چپ، قابل تامل است.


    • بهزاد عزیز؛
      نگرش از زاویه ی دیگری به جنبش کارگری هم مد نظرم هست که در آینده به دیالوگ بیشتری میانجامد و آن تفاوتهای بنیادی است بین خصلت های متفاوت این جنبش ها در کشورهای صنعتی کنترا جهان سومی…

  2. zendehyad Says:

    بسیار عالی است کورت و کنتانت. پس این را هم بخوان:
    http://blog.ferdosi.com/


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: