تفاوتهای کردستان ها

مه 22, 2012

وزارت فرهنگ کردستان عراق به کردی اسمش هست: وه‌زاڕه‌تی ڕۆشنبیری. و یک پایگاهش در شهر سلیمانیه است.

از تمامی فعالیت های این وزارتخانه خبر ندارم. در یک رابطه ی شغلی، درستتر گفته باشم کتابداری، با این وزارتخانه آشنا شدم.

کار من این بود که برای کتابهای کردی که کتابخانه مرکزی انتگراسیون در کپنهاگ هر ساله خریداری می‌کرد، شناسنامه هایی درست کنم برای کارتوتک کردن کتابها و وارد کردنشان به سیستم کامپیوتری کتابخانه های دانمارک. کار آنچنان مهمی نبود که ژست بگیرم و برایش پز بدهم.

متوجه شدم که بیشترین تعداد کتابهای منتشر شده در کردستان عراق، زیر نظر این وزارتخانه انتشار می‌یابند.

یک توضیح خارج از خط ضروری است اینجا:

دو تا از مهمترین شهرهای کردستان عراق یکی سلیمانیه است دومی هولیر که همان اربیل است به عربی. سه سال پیش به هر دو شان سفر کردم و در فرصت دیگری شما را از مشاهدات، خاطرات و خطرات ناشی از کنجکاوی یا فضولی هایم سهیم می‌کنم. کاملا مجانی سهیم میکنم. نترسید! یک قران از جیب تان کم نمی‌شود.

سلیمانیه به دلایل تاریخی که شرحش به غایت طولانی است و در این مختصر نمی‌گنجد، شهرت دارد به برخورداری از سطح بالاتری از فرهنگ و فعالیتهای ادبی، هنری و به ویژه موسیقی. موقتا چشم پوشی می‌کنم از محبوبیت لیلا فروهر و دیگر خوانندگان خوشگل ایرانی که ادا و اطوار و قر کمرشان کمی شیک پیک تر یا اروتیک تر از خوانندگان کردی است.

با هم زبانان عزیزم در سلیمانیه اختلاف سلیقه دارم در برآورد و میزان علاقه به لیلا فروهر. بنظرم او زیادی لوس است و روی صدایش آنقدر افکت‌های الکی الکترونیکی می‌گذارند که به سختی می‌توان صدای خواننده را از افکت‌ها جدا کرد اما خوب شاید هم من زیادی خاکی‌ام یا حرفه‌ای. یا نیمه‌خاکی نیمه‌حرفه‌ای.

باز این بار هم بی‌راهه رفتم. آگاهانه بود! برگردم عقب. چه میگفتم؟! رشته کلام از دستم در رفت. خودش در نرفت من ولش کردم همین جاست الان پیداش می‌کنم.

کار من این بود که برای کتابهای کردی شناسنامه هایی درست کنم با هدف کارتوتک کردن کتابها و وارد کردنشان به سیستم کامپیوتری کتابخانه های دانمارک.

چه کار سختی! اسم کتاب کدام است و نویسنده اش کیست؟ خیلی میگشتم اسم کتاب و نویسنده را پیدا کنم. باورم نمی‌شد! هنوز گیج هستم که چطور ممکن است کتابهای کردی با مسئولیت وزارتخانه ای منتشر شوند و قادر شافعی که گرافیک کار هم هست در پیدا کردن عنوان کتاب سرش گیج رود! از این صرف نظر کنیم که سلیقه ی طراح روی جلد در ترکیب وحشتناک ناهمگون عناصر و رنگها حتی ممکن است به استفراغ منجر شود. بارها حالت تهوع بمن دست داد!

رسم بر این است که اسم کتاب و نویسنده را روی جلد آنقدر واضح بنویسند که هر خلی به راحتی در کمتر از دو ثانیه بخواند. نکند من خل‌تر از خل‌ترین های عالم ام؟!

چرا این مشکل را با کتابهای کردی که کردهای ترکیه منتشر می‌کنند نداشتم؟!

هر اندازه از سهل‌انگاری کردهای عراقی کوفته و کلافه می‌شدم، از دقت و ظرافتی که کردهای ترکیه در کارشان به خرج داده بودند، عشق می‌کردم.

و این مرا به فکر فرو برد. آنهمه تفاوت ناشی از چیست؟

ما یک کردستان نداریم! چند تا داریم.

ما چند تا کردستان داریم؟

چقدر با این کردستان ها آشنایی دارم؟ کدام کردستان مهمتر است؟ چرا؟

تفاوت‌ها کدامند؟ از کجا نشأت گرفته اند؟

آینده را چگونه پیش بینی کنم؟

از من می‌پرسند: کردستان چه خبر؟

در کردستان چه خبر است؟ چه خبرهایی در پیش است؟

لیلا فروهر بی‌خیال است! فقط و فقط فکر پول است! عشوه‌ای میآید و هوش و عقل از کله‌ی کردها می‌رباید!

سینه‌ی گلشیفته فراهانی هم سؤالی شده به چه بزرگی در کردستان: سینه‌اش لخت است یا دستش روش است؟!

با آهنگ بخوانیم، همه با هم: سینه اش لخت است یا دستش روش است؟!

ادامه دارد…

Sulaymaniyah Bazaar – April 2009

Photo: Ghader Shafei

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: