تاریخ کردستان [1]

مه 28, 2012

تاریخ کردستان را نوشتن، کار سختی هست و نیست! نمیتوان اسمش را تاریخ گذاشت. مطالعات کردی درست‌تر است. از نسلهای پیشین و نیاکانی که به رحمت … پیوسته‌اند، فقط چهار نسل آخری، سواد آموزی کرده و از خود چیزی بجا گذاشته‌اند.

قبل از این چهار نسلی که الان کار دست ما داده‌اند، کسی نمیداند که در گذشته، چند نسل آمده و رفته‌اند… غیر از زاد و ولد در روستاهایی که شبیه لانه موریانه است و اسمشان کلبه‌های سنگی یا گلی است، و بیشترشان در کوهپایه‌ها واقع شده اند، معلوم نیست چگونه زندگی می‌کرده‌اند، چرا کسی کاری به کارشان نداشته یا داشته و ما خبر نداریم. گویا دولتهای همجوار که گاهی پارسها بوده و گاهی ترکها، دریافته بودند که عشایر کرد روحیه‌ی جنگی دارند به این دلیل می‌آمدند سربازگیری و در جبهه‌ها، هم‌زبانان عزیزمان با جان و دل شرکت می‌کرده‌اند. می‌کشتند و کشته می‌شدند و آب از آب تکان نمی‌خورده.

از این چهار نسلی که نام بردم و اجازه بدهید با یک حساب سرانگشتی روی صد سال توافق کنیم، من به کدام نسل تعلق دارم؟

نسل سوم هستم. سن من حدود پنجاه سال است، بعلاوه پنج شش هفت سال. نسل اول را خدا رحمت کرده. پنجاه سال پیش چشم از دیار فانی فرو بستند و خدا همه‌شان را بخشیده. الان همه در بهشتند و با حوری و ملائکه بازی می‌کنند.

از نسل دوم هم اگر کسانی هنوز زنده مانده باشند، اطرافیانشان را کلافه کرده‌اند از بس می‌نالند: ای کمرم، آخ تنبانم، واخ دندانم… تحملشان سخت شده.

نسل چهارم جوانانی هستند که مدارک دانشگاهی کم ندارند با اینهمه بی‌سوادند. گیج و ویجند… سرشان با دمشان بازی می‌کند. عاشق پرچم هستند و زنان موبور. رمانتیکهای حالگیری هستند. از دستشان کلافه‌ام.

فکرم مشغول است به این که بخشی از نوشته‌های تاکنونی‌ام را منتقل کنم به بلاگهای دیگری و جا باز کنم برای نوشته‌های تازه‌ای که بیشتر ماهیت تحقیقی و آکادمیک دارند تا خاطرات. هنوز گیجم… نه به گیجی نسل چهارم اما گیجم!

نمی‌دانم چقدر حال و حوصله خواهم داشت برای ادامه کاری… راه دور و درازی در پیش است.

 

Photo: Ghader Shafei

Advertisements

4 Responses to “تاریخ کردستان [1]”

  1. آواره در آمستردام Says:

    آخر ما را دق ميدهى و هنوز تاريخى كه منتظرشيم را نگفتى به خدا !!!!!

  2. آواره در آمستردام Says:

    چرا تظر گذاشته بودم نيست ؟!


    • نظرت نرسیده! این مشکل را من هم دارم با وبلاگ تو که یک وقتهایی نمیتوانم نظرم را برایت بفرستم.
      مطمئن باش که من خیلی به ندرت سانسور میکنم.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: