تزهایی پیرامون ایدئولوژی عشایری

ژوئیه 14, 2012

یادداشت زیر را بهتر بود کامل کنم بعد منتشر کنم. آن‌گونه که الان هست و خیلی ناقص و درهم برهم است، نمی‌بایست انتشار یابد. متأسفم. فرصتی پیش آید درست‌ش کنم.

ایدئولوژی

بنیاد ایدئولوژی عشایری بر این اصل نهاده شده: دفاع از خود و عشیره‌ی خود، در برابر غیر خودی.

پیشبرد این هدف، به وسیله‌ی تولید مثل بیشتر، ترویج روحیه‌ی همبستگی در میان اعضای گروه خود، و بسیج جنگی در شرایط خطر، تأمین می‌شود.

اتوریته، در جایگاه رهبر عشیره، تجلی می‌یابد. افراد گروه به رهبرسالاری ایمان دارند. بی چون و چرا از او اطاعت می‌کنند.

جهان‌بینی مذهبی عشایر، از اعتقاد ساده به خدا یا خدایان نشأت می‌گرفته. به‌دلیل بی‌سوادی یا کم‌سوادی، متون مذهبی در این جهان بینی نقش مهمی نداشته. امروز این بینش هم به همت اشاعه‌ی سوادآموزی، و اشباع بازار از «دکتر و مهندس»، دگرگون شده.

اقتصاد

سیستم اقتصاد عشایری در گذشته متکی بود بر خود کفایی. امروز این وضع، متناسب با رفاه مالی، تبدیل شده به «وابستگی» و افراط در عیش و نوش.

سیاست

در زمینه‌ی سیاسی، عشایر همواره خواهان خودمختاری بوده‌اند.

خودمختاری، مقوله‌ای‌ست عشایری و نه ملی. ملت خواهان استقلال است.

از نقطه نظر سیاسی، عشایر به شدت محافظه‌کارند. برای دفاع از خود با «غیر خودی» قوی‌تر که چنگ و دندان نشان دهند، به هر سازشی ممکن است تن دهند.

تکنولوژی

در همان حال که سُنّت‌های کُهن، مقدس‌اند، کاربرد وسیع تکنولوژی و ابزار مدرن، هیچ مانعی در راه خدمت به هدف، به شمار نمی‌روند.

ناهمگونی

ناهم‌گونی مابین این دو، یعنی حفظ سُنّت‌ها از یک‌طرف و دگرگونی شیوه‌ی زندگی زیر فشارهای بیرونی از طرف دیگر، منجر شده به بحران هویتی که در تمام جوانبِ سیاسی و اجتماعی آشکار است.

در مناسبات عشایری، سنّت‌ها مقدس‌اند. ترس از دگرگونی سنّت‌ها، این پتانسیل را در خود دارد که ناگهان شورش‌های خفته ای را بیدار کند.

 سکس

دیدگاه مثبت جنسی، مبتنی بر درک این نیاز طبیعی و آزادی نسبی ارتباط بین دو جنس مخالف، نقطه قوت سنت عشایری است. قید و بندهای اخلاقی مانعی نیستند در برابر ارضای نیازهای جنسی.

زبان

زبان عشایر به‌غایت فقیر است. قدرت زبانی آن‌ها، با وحدت‌شان نسبت معکوس دارد. گویی بی‌زبانی به «اتفاق نظر» می‌انجامد. این فقر، در گذشته یا احساس نشده یا احساس شده اما به دلیل محدودیت ارتباطات، گسترش بیشتری پیدا نکرده. زبان ابزاری است برای بیان احساس و ارتباط با دیگران. وقتی هیچ ارتباطی با دنیای پیرامون نداری و خودت می‌توانی خودت را بفهمی، زبان می‌خوابد. مگر به هنگام خوردن. یادمان باشد وظیفه اصلی زبان، تشخیص طعم است نه چهچه زدن! …

سؤال

چرا انهدام خودمختاری و اقتدار عشیره‌ای، هدف بی‌قید و شرط هیچ‌یک از گرایش‌های سیاسی موجود نیست؟

مهمترین آزمون هر گرایش سیاسی را باید در برخورد به مسئله عشایر جستجو کرد.

مسئله عشاير، عامل اصلی عقب‏ ماندگی کنونی کردستان است.

گردآوری اطلاعات تاریخی در باره‌ی عشایر کردستان و نقشی که در صد سال گذشته در مبارزه برای کسب خودمختاری داشته اند، مهمترین موضوع مطالعاتی من است.

موسیقی

هنوز نتوانستم فشرده و مختصر، یک جمعبندی هم در مورد موسیقی عشایری بنویسم. بررسی نقش تاریخی، ریشه ها، زمینه‌های معیشتی- تولیدی و اجتماعی شکل گیری این موسیقی، شرایط کنونی و تاثیر و تاثرات آن به تنهایی پروژه‌ای‌ست بزرگ و نیازمند بررسی‌های طولانی.

Image: No Tiltle Given Painted by Kurdish Artist: Hadi Ziaoddini

Advertisements

8 Responses to “تزهایی پیرامون ایدئولوژی عشایری”

  1. peymansh79 Says:

    دلم می خواد بدونم واقعن چی تو سر اقوام ایران مثلن کردها می گذره.
    آیا اینها می خواهند از ایران جدا شده و کشور خود یعنی کردستان را داشته باشند.
    اونوقت ما ترکها هم می خواهیم کشور خود یعنی ترکستان را داشته باشیم.
    نمی دونم یعنی باید قید ایران رو بزنیم؟
    اهان ایران رو می گذاریم برای آخوندها و برادران بسیجی و پاسدار


    • تو جوابی میخوای در یک کلمه.
      بیشتر از یک کلمه حوصله نداری بشنوی.
      اگر دنبال جوابی باشی سؤال درستی هم طرح میکنی.
      این سؤال توهین آمیز است که در سر اقوام ایران چه میگذاره. سؤال عوضی به جواب عوضی میانجامد.
      از قدیم گفته اند: جواب های هوی است!
      سؤال درست این است: این مسئله از کجا شروع شد، به کجا رسیده و به چه سویی در حرکت است.
      پاسخ این سؤال خیلی طولانیست. اما یافتنی است.
      بیشتر بخوان! تلاش من در همین راستاست.

  2. peymansh79 Says:

    چرا این سؤال توهین آمیز است؟ کجای این پرسش؟
    واقعن این پرسش چه پاسخ هایی می تواند داشته باشد بطور مثال:

    1: بله ما می خواهیم کشور مستقل خود را داشته باشیم
    2: نه ما می خواهیم در کشور ایران حکومت مستقل خود را داشته باشیم.
    3: نمی دانم شما بگو
    به نظرم شما از پاسخ دادن طفره رفتی خوب کمی مهربان تر باش و طوری که افرادی مثل من هم بفهمند پاسخ بده.

    عزیزم یک کمکی بکن که ما هم بیشتر بدانیم. گلم اگر من قرار باشد برای هر پرسشم زمین و زمان را بهم بریزم که عمرم کفاف نمی ده.
    پس مسئولیت شما دوستان که مطالعه می کنید در قبال داشته هایتان چیست؟

    باور کنی یا نه من هم مطالعه می کنم ولی نه در این زمینه ویژه که تخصص شماست. خوب ما خواستیم از تخصص شما مدد بگیریم.
    نمی دانم ولی فکر کنم یک مقدار هم پاسخ شما بوی از بالا دیدن می دهد. امیدوارم اشتباه کرده باشم.

    اگر دوست داشتید این بار با کمی بردباری و شکیبایی پاسخی چند خطی به من بدهید که شاید چند سطری به من بی سواد هم دانش اضافه شد.

    بهر حال من هیچ قصدی غیر از آگاهی نداشتم از شما اگر باعث رنجش شدم پوزش می طلبم.


    • اگر ناشناسی از شما بپرسد تو سرت چه میگذره معنی اش اینست که مخت از کار افتاده.
      شما پرسیدید در سر کردها چه میگذرد؟ این سؤال به نظر من توهین آمیز بود.

      بگذریم!

      با توضیحی که دادید متوجه شدم علاقمند به دریافت پاسخی هستید در باره نظر امروز کردها که آیا خواهان جدایی هستند یا نه.

      کاش آماری در دسترس بود که نشان میداد چند در صد خواهان جدایی اند، چند در صد خواهان حکومتی فدرال در چهارچوب ایران هستند، چند در صد خواهان حکومتی سنی هستند و چند در صد بکلی بی خیال هستند.

      مهم نیست که آماری در دسترس نیست. همه ی این گرایشها هستند و موازنه ی قوا هر روزه تغییر میکند.

      اصل بر اینست که هر چه حساسیت نسبت به طرح مسئله بیشتر باشد، نتیجه ی عکس میدهد. و متاسفانه بسیاری از ایرانیها آنقدر حساسیت نشان میدهند که کردها مشکلات جامعه ی کردستان و تبعیضات ویژه ای که در حق شان روا میشود را ندیده بگیرند که شاهد هستم هر روز تعداد بیشتری از بیخیالان به صف ملی گرایان دو آتشه کردستان اضافه میشود.

      من به هیچکدام از گرایشاتی که نام بردم وابسته نیستم. هدف من طرح سوال است و روشنگری با بینشی فرا ملی، فرا مذهبی و فرا … اما همه این گرایشات را میشناسم و حساسیت افراطی به هیچکدام از آنها ندارم.

      این مطلب را هم پیشنهاد میکنم بخوانی: تاریخ راه دیگری پیمود.

      با پوزش به خاطر بدفهمی که در آغاز ایجاد شد.


    • نمیدانستم که شما هم بلاگی دارید و پراکنده در مورد همه چیز مینویسید.
      از نوشته هایتان دریافتم که شما هم آزاد اندیش هستید. نمیدانم چرا سؤال شما را تعصب آمیز دریافت کردم.
      شاید به این دلیل که روزی نیست با این سؤال روبرو نشوم. و تقریبا هر بار، کینه خوابیده پشت این سؤال تکراری.
      کینه های شوونیستی در مقیاسی وسیع ، منجر شده به پیشداوری. متاسفانه.
      ایرانیانی که در بحران سیاسی پس از انقلاب راه به جایی نبرده اند، کاسه کوزه ها را سر هم میشکنند. فارسها به مسئله کردستان حساس هستند و درک نمیکنند که شرایط هر روزه دگرگون میشود.

      گرایشات نوینی به میدان میآیند. آزادی انسان بر حفظ مرزها و مذاهب میچربد.

      متاسفم که در اولین برخور مته به خشخاش زدم. ببخشید!

  3. behcafe Says:

    اووه، چه بحثی شده اینجا!
    قادر جان، دارم به ت امیدوار می شوم؛ کتابت را بچاپ! یک جلدش راهم به من بده، البته هدیه!
    تا به حال کردها را با این دید( که شاید به دنبال حکومتی برای خود هستند، حتی به قول تو از نوع خود مختارش)، ندیده بودم؛ یا شاید نخواسته بودم ببینم. نمی دانم، شاید به این دلیل که کردها را و کردستان را جزئی از ایران و ایراننیان می دانم.جالب است و من هم می خواهم بدانم ولی پیش از این وقتی صحبت از کردهای خودمختار می شد ذهنم به سوی کردهای کردستان عراق و شاید کردهای ترکیه می رفت. همیشه کردهای ایران را موافق با نظام می دیدم و بدون این دل مشغولی ها
    حدس می زنم این بابت تحت تأثیر بودن من نوعی نسبت به اخبار است؛ اخباری که مدام از رسانه ملی به خوردمان داده می شود. البته به شخصه آدمی نیستم که به این زودی ها گول بخورم و البته همیشه سعی م این بوده تمام ماجرا را ببینم (شبکه های ماهواره ای را می گویم که از دید دیگری به این قضایا می نگرند) ولی با این حال از شبکه های مخالف هم چیزی راجع به کردستان نشنیده ام.
    قادر جان
    قبلاً به ت گفته بودم از بازی سیاست بیزارم؛ الآن همین که این مطالب را می نوشتم و به ش فکر می کردم …
    پشیمان شدم؛ کتابت را ول کن و بچسب به تخصصت. من و تو را چه به حزب و بازی های کثیفی که فقط قرار است بازیگرش ما باشیم و کارگردان و تهیه کننده و عوامل پشت صحنه اش کسان دیگر


    • میدانی بهزاد جان، گرایش من به سیاست، از زاویه دیگری است. جای چنین بینشی تا حدی خالیست. بهتر است که در این میدان من هم باشم. نه برای کسب قدرت. درست علیه آن.


  4. […] کردستان دوست‌داشتن:دوست داشتنBe the first to like […]


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: