سردشت من [8]

مه 12, 2013

به:  دوستان مجازی

که هیچگاه آنها را ندیدم اما
کم‌کم رنگ حقیقت به خود می‌گیرند.

در شهر من [سردشت] دو محله بود
به نامهای پایینمحله و بالامحله [گه‌ڕه‌ک ژێروو و گه‌ڕه‌ک ژووروو]
من نمی‌دانستم که ساکن کدام محله بودم
فقط می‌دانستم که
بچههای شرور این محل و آن محل
گاهی به جان هم می‌افتادند
بعد خبر می‌دادند:
وای چه دعوایی!

– کله‌ی این و فک آن دیگری را چنان شکستیم
– که یاد بگیرند
– به این محله پا نگذارند.

شهر من گویا خیلی کوچک بود
از دیدگاه من اما
خیلی بزرگ بود
حیاط خانه‌مان آنقدر بزرگ بود
که به ندرت از آن خسته می‌شدم
یک طرف کوچه‌مان، خانه‌ی ما بود
آنطرف، حمام عمومی
آن را حمام کهنه هم میگفتند
پشت بام حمام با گنبدهایش آنقدر بزرگ بود
که هربار چیز تازه ای
گُلی، سنگی، یا اتفاقی: تخم گنجشکی
در آن می‌یافتم.
اما گاهی
بانگِ مخوف و گنگی از درز گنبد
مرا می‌ترساند، فراری می‌داد
به همان حیاطی
که برای من بس بود.

در حیاط خانهمان حیات کم نبود
مکان دوم برای بازی کوچه بود،
جایی که «مامو» بود همیشه.
مامو دو سال بزرگتر از من است.

– سلام مامو!
تو که همیشه در کوچه‌ای!
قلماسنگ [قۆچه‌قانی] هم مثل همیشه در دستت است.
امروز چند تا گنجشگ کُشتی؟

– هنوز هیچی… برو سنگ جمع کن!
من را می‌فرستاد دنبال سنگ ریزه
و خودش پای درخت توت خانه‌ی خاط پیروز، حاجی عباس
گنجشگی را نشانه می‌گرفت
و می‌زد
یکهو می‌دوید دنبال گنجشگی
که افتاده و هنوز در شوک بود
و روی زمین بال میزد
بالی که دیگر از کار افتاده بود!
پرنده به تندی نفس می‌زد
نیمه جانی داشت هنوز
با تکه توتی
توت شیرینی
که در گلویش گیر کرده بود
و دیگر تلخ بود!

… ادامه دارد
با سپاس فراوان از مسعود کدخدایی برای ویرایش

Anna See_sparrow

Illustration: Anna See

Advertisements

6 Responses to “سردشت من [8]”

  1. behcafe Says:

    همین است… تو باید از این ها بنویسی!
    قادر جان عالی بود، عالی…
    یک جورهایی یاد بچه گی خودم افتادم
    می روم دوباره بخوانمش
    ادامه را هم زودتر بنویس…


  2. هر چيو شروع كردى و گفتى ادامه داره ،بعد به دليلى ادامه ندادى، اين راستى راستيه حتلا؟!!


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: