ناسیونالیست، انترناسیونالیست و سومی

نوامبر 1, 2013

.1

یکی می‌گفت: من انترناسیونالیست هستم. تمامِ مردمِ دنیا را دوست دارم. اما میان این همه مردمی که روی زمین زندگی می‌کنند، آن‌هایی را که با من هم‌زبان هستند، بیشتر دوست دارم. میان هم‌زبانان، آن‌هایی را که با من هم‌شهری هستند، بیشتر دوست دارم. میان هم‌شهری‌ها، هم‌محله‌ای‌هایم را بیشتر دوست دارم. میان هم‌محله‌ای‌ها، هم‌کوچه‌ای‌هایم را بیشتر دوست دارم. میان هم‌کوچه‌ای‌ها، اعضای خانواده‌ی خودم را بیشتر دوست دارم و میان اعضای خانواده‌ام، خواهرکوچکم را بیشتر دوست دارم.

بعد می‌گفت: چرا بد نگام می‌کنی؟! من اینم! انترناسیونالیستی هستم که خواهرکوچکش را بیشتر از تمامِ مردمِ دنیا دوست دارد.

.2

دومی می‌گفت: من ناسیونالیست هستم. تمامِ مردمِ دنیا را چرا باید دوست داشته باشم؟! میان این همه مردمی که روی زمین زندگی می‌کنند، آن‌هایی را که با من هم‌زبان نیستند، دوست ندارم. میان هم‌زبانان، آن‌هایی را که هم‌شهری من نیستند، کمتر دوست دارم. میان هم‌شهری‌ها، هم‌محله‌ای‌هایم را بیشتر دوست دارم. میان هم‌محله‌ای‌ها، هم‌کوچه‌ای‌هایم را بیشتر دوست دارم. میان هم‌کوچه‌ای‌ها، اعضای خانواده‌ی خودم را بیشتر دوست دارم و میان اعضای خانواده‌ام، برادربزرگم را بیشتر دوست دارم.

بعد می‌گفت: چرا بد نگام می‌کنی؟! من اینم! ناسیونالیستی هستم که برادربزرگش را بیشتر از تمامِ مردمِ دنیا دوست دارد.

.3

سومی می‌گفت: مرا احمق فرض کن! من از سیاست چیزی نمی‌فهمم. همین قدر می‌دانم که فرق یک ناسیونالیست و یک انترناسیونالیست در اینست که یکی پسوند «ایست» و دیگری پیشوند «انتر» را یدک می‌کشد. من از دست هردو، دلم پرخون است. بگم چرا؟

بعد می‌گفت: چرا بد نگام می‌کنی؟! من اینم! همان بیچاره‌ای هستم که برادربزرگش را یک انترناسیونالیست و خواهرکوچکش را یک ناسیونالیست کُشتند.

Hondros

Image: Chris Hondros

Advertisements

13 Responses to “ناسیونالیست، انترناسیونالیست و سومی”


  1. بيچاره اون سومى!! راستش منم خوش ندارم يه ايسم بچسبونم به خودم ، فكر ميكنم آدمها را ميشه جداى از مليت و مذهب و نژادشون دوست داشت ولى حس ميكنم اونهايى را كه باهاشون اشتراكاتم بيشتره را بيشتر دوست دارم، مثلاً اگه خبر يه زلزله تو ايران را بشنوم قلبم به درد مياد ، مغزم بوم بوم ميكنه و اشكم درمياد، همين خبررا در مورد ژاپن بسنوم قلبم درد مياد و چندين آه هم از نهادم و ديت خودم هم نيست هر چى ميخوام ابن حس براى دو طرف يكى بشه نميشه، اگه خبر در مورد هلند باشه آه و درد قلب بيشتر ميشه حتى قطره هاى اشك هم مشاهده شده ( حالا زلزله نه ها مثلاً خبر كشته شدن يه زن هلندى تو كنبا توسط الشباب) حالا من چي هستم؟!

  2. دمادم Says:

    یک دوست تبریزی دارم که می‌گفت سالی که در بم زلزله آمد، ناراحت شدم اما خُب زلزله بود دیگر. به نظرم رسید خیلی شلوغش کرده‌اند. اما وقتی در ورزقان آذربایجان زلزله آمد، با گوشت و خون حس کردم، چون احتمالا آنها از خون خودم بودند. خون انگار خیلی مهم است.
    من اما نتوانستم ذره‌ای درکش کنم، هرچند که خیلی سعی کردم. چون برای من که نه بمی بودم و نه آذری، هر دو به یک اندازه دردناک بودند. البته اگر ژاپن زلزله می‌آمد چون خاطرۀ مشترکی با آنها نداشتم کمتر ناراحت می‌شدم. یعنی ناراحت می‌شدم اما درک کاملی از وضعیت آنها نداشتم و این واقعیت است. برای همین گاهی وقتها فکر می‌کردم من یک جهان وطنم که می‌توانم همه جای دنیا راحت باشم و تمام مردم را دوست بدارم. اما حالا دیگر بچه نیستم می‌دانم اگر هم من اینجور باشم، در دنیا کسانی هستند که مرا و نژادم را یا مذهبم را دوست ندارند، وطبیعی است که کمتر به آنها فکر کنم. همین چارگوشۀ کشور خودم را دوست دارم که بیشتر جاهایش را رفته‌ام. تبریز، کردستان، بخش عرب نشین خوزستان، بخش فارس نشین، هرمزگان و بندرترکمن و گیلان. درست که کردها و عربها مهربانتر بودند و بلوچها و ترکها سخت گیرتر، اما عجیب من این مردم را دوست دارم، هر جای کشور که باشند. فکر می‌کنم به خاطرۀ مشترک جمعی مربوط باشد.


    • دماوند عزیز؛ سپاسگزارم به خاطر ابراز نظر. حیفم آمد که دوستان فیس‌بوکی را از این نظر بی‌نصیب بگذارم. متن شما را کپی کردم و آنجا هم گذاشتم.
      یکی از دوستن فیس‌بوکی کامنت کوتاهی نوشته زیر این مطلب که جالب است. او نوشته: کم‌دانی خطرناکتر از نادانی است.

  3. بختیار Says:

    کاک قادر، چه زیبا نوشته ای. این حس های چند گانه در بیشتر ماها ، آدمهایی که از جهان سوم میاییم وجود دارند. من هم از کشته شدن چریکی در کردستان سوریه یا پر پر کردن حبیب الله گلپری بیشتر درد می کشم تا دیگران. غرق شدن پناهنده کرد و فارس در دریای مدیترانه بیشتر متاثرم می کند تا غرق شدن کشتی بزرگ حامل دهها پناهنده آفریقایی. در میان آفریقاییها هم پناهنده ای که برای مثال از جنوب سودان آمده را درک میکنم اما حس همدردی با سومالیا یی ها ندارم. حتی گاهی وقتا به پناهنده ای که محجبه است با حس انزجار می نگرم که برای خودم ناخوشایند است. نه ناسیونالیستم نه جهان وطنی. همه این حس هایی را هم که گفتم منطقا رد میکنم و خودم را آدمی تهی از نژاد پرستی و نفرت نژادی و زبانی و قومی میدانم و منطقا آدمها را برابر می بینم . اما این حس هایی که گفتم وجود دارند، در من وجود دارند . نمی دانم چرا؟ اینها خصوصیات خاورمیانه ایست که من دارم؟ بخاطر نوع تربیتی ست که درتعدادی از ماها نهادینه شده؟

  4. Crow Lady Says:

    من فکر می کنم حق با آواره است.یعنی حرف های من هم با آواره یکیه.مثلا وقتی یکی میگه خدارو شکر که خواهر من در بین کشته شده ها نبود.با خودم می گم خب هزار تا خواهر دیگه بود که!گاهی بعضیا حتی حس همدردی ندارن.فقط برای اینکه طرف از خون خودشون نیست.

  5. ناشناس Says:

    من هم اولی هم دومی وهم سومی هستم
    چرا بد نگام می‌کنی؟! من اینم! همان بیچاره‌…من ا دومی سومی


  6. به شدت لازم بود که برای این مطلب کامنت بذارم. اولا که این عکس به شدت من رو بارها و بارها خیره کرد و سعی کردم حس اون پسر کوچولو و دخترک کنارش رو بفهمم. یعنی اینجا بود که آدم نزدیک می شه وقتی می گن بچه ها در جنگ کشته می شن. دیگه آمار نمی شه و می شه کسانی که باهاشون قبلا ارتباط برقرار کرده ایم. در پست دیگری از شما هم نوشته بودم این قضیه ی پیدا کردن یک لینک بین خودتان و کسانی که درگیر چیزی بوده اند. به هر حال به نظرم شما بسته به تجربیات و نوع زندگی و تفکر و چیزهایی که شنیده اید و خوانده اید می توانید لینکی پیدا کنید یا لینکی پیدا نکنید و در نتیجه احساسات شما برانگیخته بشود یا نه. این طبیعی ترین حالت ممکن است در اکثر آدم ها. مثلا شما ممکن است از یک فیلم غیرواقعی به گریه بیفتید و در مقابل اخبارواقعی بی تفاوت باشید. و این یعنی لینک اینجا شده یا نه. بحث طولانی است و ترجیح می دهم یک بار با آرامش خاطر در موردش بنویسم.
    به هر حال انتخاب عکس فوق العاده بود.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: