قهرمان دوران ما

نوامبر 10, 2013

.1

حکایت چوپان دروغگو را چه کسی نخوانده یا نشنیده؟! حکایت چوپان جوانی که داد می‌زده: «کمک، کمک! گرگ آمد!» برای کمک به چوپان، کسانی شتابان خود را می‌رساندند به محل. اما برخلاف انتظار، اثری از گرگ نمی‌ديدند. پس برمی‌گشتند. تا روزی که گرگ می‌آید و چوپان هرچه فریاد می‌زد، کسي به کمکش نمی‌آید. پس گرگ چهل بزش را می‌درد. در سرزنشِ چوپانِ جوانِ بي‌چاره‌ی بي‌گناه که نتوانسته بوده از گله دفاع کند، کتابها نوشته‌اند و او را «ضد قهرمان» معرفي کرده‌اند.

.2

اتفاق مشابهی چند روز پیش، باز اتفاق افتاد. این بار در لرستان. چوپان جوانی که تفنگی نیز در اختیار داشت، با حمله‌ی یک پلنگ به گله روبرو می‌شود.پلنگ چهل بزش را می‌درد. اما او کاری نمی‌کند. پلنگ را نمی‌کُشد. فقط نگاه می‌کند. روز بعد، خبرنگاران و کارشناسان اداره محیط‌بانی رفتند به محل. در ستایشِ چوپانِ جوانِ شکیبای خوددار که نخواسته بوده از تفنگ استفاده کند، گزارشها نوشته‌اند و او را «قهرمان» معرفي کرده‌اند.

.3

چوپان قهرمان را، که این روزها تمام وقت در حال مصاحبه با خبرنگاران داخلی و خارجی است، به خواب دیدم که رفته بودم دیدارش برای یک گفتگوی مجازی دو نفره. من چه پرسیدم؟ او چه گفت؟

با تحسین گفتم: آفرین به تو که تفنگ داشتی و پلنگ را نکُشتی.
گفت: قدیما می‌گفتیم: تفنگ آهو نکُش آهو قشنگه. روزگار عوض شده. بهتره بگیم: تفنگ پلنگ نکُش پلنگ قشنگه.

پرسیدم: اگر گرگ هم حمله کرده بود باز نمی‌کُشتی؟
گفت: شاید می‌کُشتم. تعداد گرگها زیادند. گرگ قشنگ نیست. پلنگ زیباست.

پرسیدم: چهل بز را از دست دادی، چه ضرر بزرگی! این زیان را چگونه جبران می‌کنی؟
گفت: من فقط چوپان بودم. صاحب بز نبودم. و می‌دانستم که بزها بیمه اند. این خسارت را شرکت بیمه جبران کرده. من هیچ چیزی را از دست ندادم.

پرسیدم: نمی‌فهمم تو چه کار کردی که بدل شدی به یک قهرمان مردمی؟
گفت: کاری که مردم نمی‌کنند! آنها می‌کُشند. من نکُشتم.

پرسیدم: به خاطر مقام قهرمانی که الان پیدا کردی، چه احساسی داری؟
گفت: خوشحالم که این جای خالی را کسی پُر کرد. و چه کسی بهتر از من؟

گفتم: کمی عجیب و كمی غريب است. تو قهرمان شدی چون هیچ کاری نکردی!

گفت: مگر قهرمان کیست جز کسی که تفنگ دارد اما نمی‌کُشد؟

گفتم: پس چرا چوپان دروغگو قهرمان نشد؟ او هم مثل تو هیچ کاری نکرد. هیچ گرگی نکُشت!
گفت: اين مربوط مي‌شود به دوران. از قهرمان آن دوران، انتظار می‌رفت که معصومانی را نجات دهد. گذشت آن روزگار!

گفتم: تو می‌توانستی جلو قتل عام چهل بز معصوم را بگیری. حتا یک تیر هوایی هم شلیک نکردی!
گفت: سرنوشت بزها همین است که خورده شوند. میلیونها بز را آدمها می‌کُشند بگذار چهل بز را یک پلنگ بکُشد. حیف است نسل پلنگ منقرض شود.

پرسیدم: مثلا اگر نسل پلنگ برچیده شود، چه تاثیری بر گردش زمین دارد؟ نه فقط پلنگ، همه‌ی حیوانات روی کره‌ی زمین اگر نابود شوند، چه اهمیتی دارد؟
گفت: اینها زیبایي‌اند. بدون اینها انسان مي‌میرد.

گفتم: اگر نسل انسان هم نابود شود، اگر کل کره‌ی کوچک زمین هم ناپدید شود، اگر تمام حیات …

.4

به آرامی دستش را دراز کرد به طرف تفنگش.
پا شدم. از جیب شلوارم سویچ ماشین را درآوردم. دگمه‌ای زدم و نشستم توی ماشین. در آینه دیدم که چوپان جوان با دست‌هایی لرزان، تفنگ را گرفته بود به طرف پلنگی که این بار خود چوپان را هدف کرفته بود.

ماتم برده بود. به آرامی راه افتادم. بعد پدال گاز را تا ته فشار دادم تا هرچه سریعتر از آنجا دور شوم. نمی‌خواستم شاهد شنیدن شلیک تفنگ و مرگِ چوپان قهرمان باشم. دور شدم از چشمانی که برای لحظه‌ای از سیاهی به خاکستری متمایل شده بودند. بدون پرده اشکی رویشان، که آسمان صاف را کدر ببینند…

our_times_hero
I
mage: National Geographic

Advertisements

6 Responses to “قهرمان دوران ما”

  1. دمادم Says:

    … و جالب اینکه پلنگی در کار نبوده به نظرم. گرگ بوده. پلنگ همان را که شکار میکند میخورد اما گرگ همه را میدرد و یکی را میخورد. خصلت گربه سانان دریدن نیست، کمین کردن وشکار کردن است. سگ سانان چند تا را می درند. وقتی هم که این قضیه را خواندم بدون اینکه به چوپان قهرمان شک کنم( اعتراف کنم) در پلنگ بودن حیوان دچار تردید شدم اما از کنارش گذشتم. متاسفانه.


    • به نکته ی بسیار درستی اشاره کردی. من هم مطمئنم که این کار یک یا چند گرگ بوده نه یک پلنگ. اما من عمدا از کنارش گذشتم که موضوع را روی «قهرمان» متمرکز کنم.


  2. اين يك واقعيته، ارزشها در طور زمان تغيير ميكنند، چيزى كه در يك برهه از زمان ارزشه در زمانى ديگر ميتونه ختى ضد ارزش باشه ، مثل همين كشتن و نكشتن !!

  3. Crow Lady Says:

    نگاه جالبی بود!


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: