آخرین قهرمان جهان

دسامبر 7, 2013

عجب حوصله‌ای دارم من! صدها صفحه‌ی انگلیسی زبان را دیروز گشتم ببینم بازتاب مرگ ماندلا در رسانه‌های مجازی چگونه بوده. و این هم «گزارش» من:

١.
سرانِ کشورها «ناچار» بوده‌اند در «سوگ ماندلا» چیزی بگویند/ بنویسند. این بیانیه‌ها هیچ احساسی در من ایجاد نکرد.

٢.
افرادی از جامعه‌ی یهودیان، به این دلیل که ماندلا، در دفاع از فلسطینی‌ها، چند بار از سیاستهای دولت اسرائیل انتقاد کرده بوده، دل خوشی از ماندلا نداشته و بد و بیراه «تیپیک» به ماندلا پرانده که: «آخه فلسطین به تو چه!».
این توهینات، هر چند غیرمنتظره نبود، اما ناخوشایند بود.

٣.
از زاویه‌ای کاملا متفاوت و با دیدی وسیع‌تر، کسانی به مقوله‌ی «قهرمانی» پرداخته‌اند و ماندلا را آخرین قهرمان جهان معرفی می‌کنند.

کارم زیاد شده. متن‌های خوبی در دست دارم پیرامونِ جامعه‌شناسی قهرمانی و روان‌شناسی قهرمان، باید بخوانم. و از خوانده‌ها، چیزی بازتولید کنم. اگر بتوانم.

Young Mandela Africa Fighting

Advertisements

3 Responses to “آخرین قهرمان جهان”


  1. .
    ماندلا به ورزش بوکس علاقمند بود. در این باره می‌گوید:
    ﺍﺯ ﺧﺸﻮﻧﺖ ﺑﻮﮐﺲ، کمتر ﺍﺯ دانش ﺁﻥ، ﻟﺬﺕ ﻣﯽﺑﺮﺩﻡ. به این بازی جذب شدم زیرا یادگیری‌اش به آدم امکان می‌داد که با حرکت بدن، از خود دفاع کند، این دانش که ﭼﮕﻮﻧﻪ در بازی ﺍﺯ ﺍﺳﺘﺮﺍﺗﮋﯼ درستی ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻓﺎﻉ ﻭ ﺣﻤﻠﻪ بهره گرفت ﻭ ﭼﮕﻮﻧﻪ تعادل ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻃﻮﻝ ﺑﺎﺯﯼ ﺣﻔﻆ ﮐرد
    ﺑﻮﮐﺲ‌بازی، ﻣﺴﺎﻭﺍﺕ‌ﺧﻮﺍﻫﺎﻧﻪ ﺍﺳﺖ . ﺩﺭ میدان ﺭﯾﻨﮓ ﻣﻘﺎﻡ، ﺳﻦ، ﻧﮋﺍﺩ ﻭ ﺛﺮﻭﺕ تعیین‌کننده نیستند … ﻣﻦ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻭﺭﻭﺩ ﺑﻪ ﺳﯿﺎﺳﺖ ﺩﯾﮕﺮ ﻫﯿﭻ ﻣﺒﺎﺭﺯﻩ‌ی ﻭﺍﻗﻌﯽ ﻧﮑﺮﺩﻡ . ﻋﻼﻗﻪ‌ی ﺍﺻﻠﯽ ﻣﻦ، ﺑﻪ ﺗﻤﺮﯾﻦ ﺑﻮﺩ؛ ﻓﻬﻤﯿﺪﻡ ﮐﻪ ﺗﻤﺮﯾﻦ ﭘﯿﮕﯿﺮﺍﻧﻪ، ﻭﺳﯿﻠﻪﺍﯼ ﻋﺎﻟﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺎﻟﯽ‌ﮐﺮﺩﻥ ﺗﻨﺶ ﻭ ﻓﺸﺎﺭ ﻋﺼﺒﯽ ﺍﺳﺖ. ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﯾﮏ ﺗﻤﺮﯾﻦ ﻃﺎﻗﺖ ﻓﺮﺳﺎ، ﻫﻢ ﺍﺯ ﻟﺤﺎﻅ ﻓﯿﺰﯾﮑﯽ ﻭ ﻫﻢ ﺍﺯ ﻟﺤﺎﻅ ﺭﻭﺍﻧﯽ ﺳﺒﮏﺗﺮ ﻣﯽﺷﺪﻡ…

    I did not enjoy the violence of boxing so much as the science of it. I was intrigued by how one moved one’s body to protect oneself, how one used a strategy both to attack and retreat, how one paced oneself over a match.

    Boxing is egalitarian. In the ring, rank, age, color, and wealth are irrelevant . . . I never did any real fighting after I entered politics. My main interest was in training; I found the rigorous exercise to be an excellent outlet for tension and stress. After a strenuous workout, I felt both mentally and physically lighter. It was a way of losing myself in something that was not the struggle. After an evening’s workout I would wake up the next morning feeling strong and refreshed, ready to take up the fight again http://www.awesomestories.com/…/Mandela-The-Heavy…


  2. ی‌اش بود. در مصاحبه‌هایش با خبرنگاران، جایی که جدیت خشکی حاکم بود، او طنز را را از یاد نمی‌برد. سوالات تلخ را با گشاده رویی و خوش حرفی پاسخ میداد. او می‌توانست هیجان را از خود دور کند. و آرامش خور را حفظ کند. هرکسی می‌توانست با او شوخی کند. و او می‌فهمید. او شوخ بود و شوخی از جدیت او هیچ کم نمی‌کرد.

    جایی خواندم: کسانی که شوخی را نمی‌فهمند، ذهن‌شان تخت است. یک لایه کم دارد.


  3. من از بوكس بدم مياد ولى شوخ طبعى را ستايش ميكنم،، اين همه گشتى فقط همينارو پيدا كردى از ماندلا؟!


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: