مشکل انطباق زبان

دسامبر 8, 2013

.

باید نوشت. به چه زبانی، مهم نیست. زبان مادری من، که کُردی‌ست و زبان دوم من، که فارسی‌ست، به دلیل سی سال دوری از کُردستان/ایران و انزوای اجتماعی خودخواسته، و به ویژه از آنجا که کاربرد حرفه‌ای نداشته، از جهاتی ضعیف‌تر از زبان دانمارکی و انگلیسی من هستند. اما هر چهار زبان من، تاثیر گرفته‌اند از حرفه‌ی من که «گرافیک دزاین» است. این حرفه را من در تبعید آموختم و شیوه‌ی بیان من [که تصویری‌ست]، با سلیقه‌ی رایج در ایران [آنگونه که احساس/برداشت کرده‌ام]، ناسازگار/غریب است. پنج سالی که در «مدرسه‌ی دزاین دانمارک» آموزش دیدم، یک وظیفه‌ی بنیادی/ساختاری برای بیان گرافیکی و ارتباطات، تعیین شده بود: پیام‌رسانی دقیق به ساده‌ترین شکل ممکن و در سریع‌ترین زمان ممکن. با به‌کارگیری دانش روانشناسی در «حوزه‌ی دید». و شاه‌کلید استتیک، ایجاد تعادل بود و دینامیک.

باید از شعر فاصله بگیرم. برداشت من از شعر فارسی/کُردی این‌ست که مضمون شعر، کمتر مهم است. هدفِ نهایی شعر، بازیِ آهنگینی‌ست با کلماتی که در زبان روزمره جایی ندارند. تاثیر شعر به نظر من، بسیار گذرا و سطحی‌ست. به سرعت نور، فراموش می‌شود. از سر می‌پرد.

باید نوشت. به چه زبانی، مهم نیست. بنویس به زبانی که بهتر می‌توانی خودت را بیان کنی. به کدام زبان بنویسم، نمی‌دانم…

my_graphic

Advertisements

5 Responses to “مشکل انطباق زبان”

  1. Crow Lady Says:

    راستش من وقتایی که کردی می نویسی هیچی نمی فهمم و خب خیلی ناراحت میشم.می خواستم بپرسم قبلا که مگه ما همه ایرانی نیستیم؟سوای قوم و لهجه مگه همه اهل سرزمین پارس نیستیم؟حالا که خودت اشاره کردی که فارسی زبان دومته،سوالم رو پرسیدم.گرچه می دونم اصل متن ربطی به این سوال من نداره.


    • دوست خوب من؛
      در خانواده‌ای به دنیا آمدم که زبانش کُردی بود. در شش سالگی که به مدرسه رفتم، کم‌کم فارسی را یاد گرفتم. در بیست سالگی وارد مدرسه تربیت معلم شدم و چند سال بعد معلم زبان انگلیسی شدم. در سن بیست وچند سالگی آمدم به دانمارک و الان فکر می‌کنم که منظورم را به دانمارکی راحت تر بیان می‌کنم. هنوز از هر چهار زبان استفاده می‌کنم اما زبان اصلی من در حال حاضر، دانمارکی است. و ملیت من؟ امیدوارم نرنجی از من… نمی‌دانم چیست.

      • Crow Lady Says:

        در مورد ملیت بهتون حق میدم و درکتون می کنم.خودم فقط به خاطر اینکه توی سه تا شهر زندگی کردم نمی دونم کجاییم!!

        ممنون که به سوالم پاسخ دادی

  2. دمادم Says:

    با نظرت در مورد شعر موافق نیستم، مگر اینکه منظورت این باشد که از شعر در جایی جز بیان شاعرانه که به بیان دیگری نمیگنجد استفاده کنیم. مثلا در فلسفه یا دیگر علوم هر جا کم آوردیم از شعر استفاده کنیم.در این صورت بله، شعر به هیچ جایی نمیرسد جز اینکه با ایهامش گره ای بر گره نهد.
    اما چه چیز ازین بهتر که ادم انقدر زبان بداند که بتواند انتخاب کند حالا، درست همان لحظه بیان، کدام زبان بیشتر به کارش می آید؟ و خب طبیعی است که همان زبان ، کارآمدترین باشد.


    • تا حدی به شما حق می‌دهم. بهتر بود لبه‌ی تیز حمله را به شعر کُردی محدود می‌کردم که اغلب تک‌مزه‌ایست: یا سیاسی‌ست و تلخ، یا عاشقانه و شیرین. از خواندن این اشعار، گاهی تعادل‌ام را از دست می‌دهم.
      کمی گیج شدم. بگذار بیشتر فکر کنم. شاید نیازی به این «جنگ»تحمیلی، نداشته باشم. 🙂


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: