مادر… به کُردی: دایه

ژانویه 24, 2014

.
زمستان…
بارِشِ برف…
پشتِ بامِ یک خانه‌ی روستایی، زنانِ جوانی شانه به شانه‌ی هم ایستاده و تماشا می‌کنند.
با اشتیاق فراوان، غرق تماشای صحنه‌ای هستند جالب و خوشایند برای همه… به جز یک نفر.
یک نفر در این تصویر هست که از تماشایِ این صحنه، خسته است… یا گرسنه است… گویی او جیش دارد… یا چه؟
او یک بچه است. پسر یا دختر بودنش، اهمیتی ندارد در کلّیتِ قضیّه.
او شنیده نمی‌شود. صدایش ضعیف است یا زورش کم…
مادرش کجاست؟
مادر…
به کُردی: دایه.

daayah

Unknown photographer

 

کودکی که از مادر متولد می‌شود، به طور غریزی فریاد می‌زند تا شنیده شود. بزرگ‌تر که می‌شود، یاد می‌گیرد که فریاد نزند؛ پس ناز می‌کند، قهر می‌کند، آشتی می‌کند. روزی که کودک یاد بگیرد هیچ واکنشی نسبت به هیچ رفتاری از خود نشان ندهد، او بزرگ شده. آماده‌ی تشکیل خانواده… و کار در جامعه.

Advertisements

5 Responses to “مادر… به کُردی: دایه”

  1. ناشناس Says:

    Pas chera man hich nafahmidam??


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: