خاورمیانه‌ی پاک و غربِ ناپاک!

ژانویه 7, 2015

کسی هست آیا نداند که «خاورمیانه‌ی پاک»، ریشه‌ی تمام مشکلات خود را در «غربِ ناپاک» می‌جوید؟!

کسی هست آیا نداند که «غربِ خوشبخت»، آسایش و رفاه خود را به «آفریقا و خاورمیانه‌ی بدبخت»، مفت نمی‌بخشد؟!

کسی هست آیا نداند که شهرهای بزرگ اروپا و از جمله پاریس، همواره شاهد تنش‌های شدید اجتماعی و طبقاتی بوده‌اند؟! و این تضادها و درگیری‌ها تا همین ده بیست سال پیش، از طرف جامعه‌شناسان رادیکال غربی، با تکیه بر نابرابری‌های وحشتناک طبقاتی، تحلیل و شکافته می‌شدند؟!

کسی هست آیا نداند که اروپا، پس از افزایشِ جمعیتِ مهاجرِ در دو سه دهه اخیر، که از کشورهای اسلامی به ویژه آفریقا به اروپا راه یافته‌اند، آشکارا اعلام کرده که تمایل زیادی به پذیرش و جذبِ این مهمانان ناخوانده ندارد؟!

کسی هست آیا نداند که رسانه‌های فراگیر این کشورها هر روزه خبر می‌دهند که این مهاجران، مشکلاتِ «عجیب» و تازه‌ای با خود آورده‌اند؟!

کسی هست آیا نداند که میزبانان اروپایی به تلخی می‌گویند: ما که دعوت‌شان نکردیم؛ به زور آمدند و خود را به ما تحمیل کردند؛ پس مسئولیت‌شان با ما نیست؟!

جوانانِ مهاجری که با توهّماتِ رؤیایی، از «وطنِ جهنمی» به سوی «بهشتِ برین» فرار می‌کنند، اگر موفق به بازگشایی دروازه‌ی بهشت شوند، فوراً از خواب بیدار می‌شوند؛ تبعیضات قانونی و غیر قانونی را در زندگی اجتماعی‌شان هر روزه تجربه کرده و به حاشیه پرتاب می‌شوند. و چه‌کسی از انزوا در جامعه رنج نمی‌برد؟! این گروه رهیده از دوزخ و مانده در برزخ، دست‌مایه‌ی ارزانی برای پیوستن به گرایش اسلام سیاسی نوظهور هستند. گرایشی که در مساجدِ علنی و محافلِ مخفی، می‌تواند جوانانِ تبعیض‌چشیده‌ی بحران‌زده را به «آرمانِ رهایی‌بخشِ اسلامِ واقعی» جذب کند و امید به جادویِ فریبنده‌ی عدلِ اسلامی را در قلب‌های‌شان بگشاید.

انگیزه‌ی حمله‌ی امروز دو تفنگ‌دار، به دفتر مجله‌ای در پاریس و کشتار بیش از ده آدم را، امروز در رسانه‌ها شاهد بودم که پژوهش‌گران مسائل اجتماعی به شیوه‌ای پوپولیستی، یک‌جانبه و تنگ‌نظرانه، عمدتاً به گرایشِ مذهبی نو ظهور در میان جوانان حاشیه نشین، نسبت می‌دادند و تحلیل می‌کردند. [متأسفانه]

از آن‌ها بدتر، خیلی بدتر، این مهاجران و پناهندگانِ سیاسی چپ و راست هستند که در مقامِ «دایه‌ی مهربان‌تر از مادر» و «کاسه‌ی داغ‌تر از آش»، از تحمّلِ بالای غرب در برابرِ «تروریسمِ اسلامی» می‌نالند و گویا مایل‌ند پرچم‌دارِ یک جنگِ نهایی، علیهِ «شورشیانِ سر به هوا» باشند.

Livres-à-lire-d'une-seule

نامِ پاریس، یادآور زیباترین شهر جهان است با بهترین رستوران‌ها، زیباترین پارک‌ها و خیابان‌ها، شامپ‌الیزه، طاقِ پیروزی، برجِ آیفل و موزه‌ی لوور.

از مناطقِ حاشیه‌ای شمالِ پاریس، که محلاتی‌ست زشت، فشرده و تنگ، با ساختمان‌های خاکستریِ بتونیِ بلندِ قوطی‌شکلِ بدقواره، آپارتمان‌های کوچک اما پُرجمعیت، کوچه‌های پر از آشغال، مردمی بی‌کار، و بچه‌های شرور، بی‌عار و بی‌قرار، هیچ توریستی دیدن نمی‌کند و عکس‌های یادگاری نمی‌گیرد.

کسی تروریست از مادر متولد نمی‌شود. اما کسانی با لقبِ تروریست از دنیا می‌روند. دو برادری که اسلحه برداشتند، کشتند و کشته شدند، بازمانده‌ای ندارند خوشبختانه، که روی جسدشان گریه کنند و روی سنگ قبرشان بنوسند: تروریست.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: